على اصغر حلبى

166

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

شناخت احكام شرعى و وعظ و حديث و تدريس يگانه و بىهمال بود ، و در مسلمانان روزگار خويش تأثير بسزايى نهاد . در معتزله نفوذ بسيار داشت ، و و اصل بن عطا ، رئيس معتزله از پروردگان او است . در تصوّف نيز مقامى بلند دارد ، و در غالب تذكره‌ها و كتب صوفيانه او را يكى از اقطاب و بزرگان تصوّف بشمار مىآورند . غزّالى دربارهء او مىگويد : « حسن بصرى از حيث كلام شبيه‌ترين كسى به انبياء بوده است ، و از لحاظ هدايت به صحابه نزديك‌تر از تابعان ديگر بود و در فصاحت بىهمال بود ، چنان كه گفتى از دهان او حكمت مىريخت . » « 1 » و او را با حجّاج بن يوسف گفت‌وگوهاى زيادى بوده است ، ولى از آزار او به سلامت جسته است . و چون عمر بن عبد العزيز خلافت را متعهّد شد به حسن نامه نوشت و از او تقاضاى همكارى كرد . حسن در جواب نوشت : « تو ابناى دنيا را نمىخواهى ، و ابناى آخرت نيز تو را نمىخواهند ، پس از خدا يارى بخواه » . در وقايع سياسى ، جهت‌گيرى ملايمى داشت . وقتى كه پيروان ابن اشعث خارجى از او خواستند تا بديشان بپيوندد ، او در پاسخ گفت « اعمال شديد ستمكاران ، مكافاتى است كه خدا فرستاده است و آن را با شمشير علاج نمىتوان كرد ، بلكه بايد با صبر و تحمّل درمانش كرد ! » « 2 » وى دربارهء گناهان بسيار سختگيرى مىكرد ، و معتقد بود كه گناهكار كاملا مسئول اعمال خويش است . او نمىتوانست با گفتن اين سخن كه خداوند همهء افعال را آفريده است ، خود را تبرئه كند . « 3 » و اين ديدگاه قدريّه ( - جبرگرايان دينى ) بوده . شكّى نيست كه حسن مذهب قدريّه داشته ، هر چند از پيش كوشش‌هايى شده است كه اين اتّهام را از روى نام او بردارند . اين عقيدهء او در رساله‌يى نيز كه به عبد الملك [ بن مروان ] نوشته بيان شده است ( چاپ ريتر ، 67 - 83 ) . حسّ اخوّت حسن و مردم دوستى او نيز بسيار مورد توجّه بوده است . يكى از ستايشگران او شاعر معروف فرزدق ( وفات ، 110 ه . ق . ) بوده ، كه حسن را به عنوان يكى از شاهدان طلاق همسرش نوار به مجلس خوانده بوده است « 4 » . با اينكه حسن در كنف حمايت امير مؤمنان بزرگ شده بود ، امّا ظاهرا هميشه اعمال آن حضرت را تصويب نمىكرده و لذا نزد شيعه « مطعون » است ، و از « منحرفان » شمرده مىشود ، چه مىگفته است « لو كان علىّ يأكل الحشف بالمدينة لكان خيرا له ممّا دخل

--> ( 1 ) . - زركلى ، اعلام ، 2 / 226 . ( 2 ) . مبرّد ، الكامل ، 70 . ( 3 ) . از وى نقل كرده‌اند كه مىگفته است « من زعم انّ المعاصى من اللّه جاء يوم القيامة وجهه مسودّا » . ( 4 ) . مبرّد ، الكامل ، 70 - 71 .